عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧ - عصبه و حكم آن
ترجمه:
٦- اجتماع ربعبر با دو ثلثبر. [١]
٧- اجتماع ثمنبر با دو ثلثبر. [٢]
٨- اجتماع ربعبر با ثلثبر. [٣]
٩- اجتماع ثمنبر با سدسبر. [٤]
و امّا صورى كه مستحقين غير فريضهبر با هم اجتماع كردهاند حصر و اندازهاى براى آن نمىباشد. [٥]
عصبه و حكم آن
براى عصبه [٦] ميراث نبوده مگر آنكه از ميّت قريبى غير از آنها باقى نمانده باشد بنابراين زائد بر فريضه را بر بنت و بنات و اخت و اخوات پدرى و مادرى يا پدرى تنها و نيز بر مادر و كلاله امّى با نبودن و ارثى در درجه ايشان ردّ بايد نمود.
[١] مانند اجتماع زوج با دو دختر كه به زوج ربع ما ترك داده شده و به دو دختر دو ثلث آن را مىدهند.
[٢] مانند اجتماع زوجه با دو دختر چه آنكه به زوجه ثمن ما ترك داده شده و به دو دختر دو ثلث آن را مىدهند.
[٣] مانند اجتماع زوجه با مادر زيرا به زوجه ثمن ما ترك داده شده و به مادر ثلث آن را مىدهند.
[٤] مانند اجتماع زوجه با پسر واحد الابوين چه آنكه به زوجه ثمن ما ترك را داده و به احد الابوين سدس آن را مىدهند و باقى مانده تعلق به پسر دارد.
[٥] مقصود اين است كه مستحقين ارث كه از باب قرابت و ارث هستند اجتماعشان محصور و محدود به صور خاصّى نيست چه آنكه فرض آن به اختلاف ورّاث از حيث قلّت و كثرت مختلف مىگردد.
[٦] كلمه « عصبه » بفتح عين و صاد و باء به معناى خويشاوندان ذكور شخص از جانب پدر مىباشد همچون عمو و برادر و لفظ « تعصيب » يعنى بخشيدن مبلغ زائد بر فريضه را به عصبه.
اهل سنّت معتقدند پس از آنكه به ذو الفروض سهامشان داده شد اگر از ما ترك مبلغى اضافه آمد لازم است آن را به عصبه ميّت داد.
علماء شيعه فرمودهاند:
اين نظريه باطل و فاسد است بلكه با بودن اقرب از عصبه نوبت به ايشان نمىرسد و دليل ما بر اين گفتار آيه شريفه «اولوالارحام بعضهم اولى من بعض» است.